میگرنم عود کرده و این وسط دارم فکر می کنم می شود اعتماد کرد و تنهایش گذاشت تا بروم پت شاپ ؟ نگران فرش تازه ام هستم که یک وقت جناب " زیتون " خان رویش جیش نکند ! نگران این هستم که عادت کند بهم و بعد من با این همه سفر ، آخر چه کنم خب ؟
همین دیشب یار جانمان داشت می گفت : " می بینم که گربه دار شدی ! یه وخ نیاری ش تو ! مامانت طلاقت می ده ! " و گفتم: " نه . مامان که تا وقتی گربه تو خونه زندگی خودش نباشه کاری نداره . حیوونا رو دوست داره . ولی من با این شغلم نمی تونم بیارمش تو . گناه داره آخه . بعدش تنها می مونه ! "
حالا آمده و لم داده زیر مبل . وحشت نکرده ، ولی آنجا احساس امنیت می کند . جایش گرم است و تاریک و دوست دارد . گربه ی باهوش و مودب و مهربان و آرامی ست .
اما آیا این قدر شعورش می رسد روی فرش من جیش نکند ؟ الان من چطور پاشم تو این ترافیک بروم پت شاپ برایش خاک بخرم ؟ میگرن چه می گوید این وسط ؟
نوشته شده در شنبه هجدهم دی ۱۳۹۵ساعت 17:11 توسط یک دختر متفاوت|
برچسب:
نویسنده: کیان کریمی