فیلما و عکسات رو که می بینم که داری با نی نی کلی کیف می کنی ، منم خر کیف می شم ! با این که از ته ته دلم دارم برای دیدنت لحظه شماری می کنم و دلم خعلی برات تنگ شده ، ولی این کیف پدر پسری رو که می بینم ، راستش دلم نمیاد خرابش کنم . اگه خواستی پیش نی نی بیشتر بمونی ، بمون . حالا ما هم بازم خعلی خعلی دیرتر همدیگه رو می بینیم .
نی نی خعلی خوشبخته که تو باباشی !
آخه کودوم بابایی نی نی شو می بره هتل پنج ستاره صبحانه می خورن ؟ می بره بهش آش میده ؟ می بره باهاش لب ساحل دوچرخه سواری تمرین می کنن ؟ می بره دم ساحل براش ننو درست می کنه که حالشو ببره ؟ می بره وسط کوه و دشت با سگ ها و ببعی ها دوست بازی کنه ؟
ای کاش اصن تو به جای دوس پسرم ، بابام بودی !
نمی شه هر دوش باشی اصن ؟ لطفن !
نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت 13:41 توسط یک دختر متفاوت|
برچسب:
نویسنده: کیان کریمی